همه در تکاپوی امروز بودند. از ماه ها قبل. و من فقط نظاره گر این حجم عشق بودم. به خودم اجازه نمی دادم که بخواهم. نه این بار نوبت من نبود. همه را راهی کرده بودم. برای همه تلاش کرده بودم که بروند. اما نه، این بار نوبت من نبود. رویی برای رفتن نداشتم. آه کربلا، قلبم درد می کند. آقاجون مگه هر کی که بد شد دل نداره؟ مگه آدم بدا عاشق نمی شن؟ من اینجا، ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

آقا دیروز داشتم از این ور خیابون میرفتم اون ور خیابون و البته دقیق هم یادم نیست شاید از اون ور خیابون داشتم می اومدم این ور خیابون و در طول خیابون هر چقدر سعی کردم چشمم رو درویش کنم و خواهر بی بضاعتی(!!!) رو که از روی نداری لباساش پاره و کوتاه بود رو نگاه نکنم، لامصب نشد که نشد که نشد و البته این صحنه با ورود مامورین ختم به خیر شد و من سریعا ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

حالا پنج شنبه وقت نکردم مطلب بزارم، خب وقت نکردم دیگه، میبینید کاراتون رو، حتما آدم باید یه بهونه الکی بیاره باور کنید؟ فلانی گفته بود پول نفت رو میریزم به حسابتون، بیساری قرار بود تورم رو کم کنه، به اینا گیر نمی دید حالا ما یه شب جمعه کار داشتیم زودتر رفتیم خونه، باید این همه حرف در بیارید؟؟؟ بی خیال، بریم سر اصل مطلب. یه مطلبی از ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

مکالمه کاملا محرمانه من و یکی از دوستام که از قضا یک مدیر خیلی بلند پایه هم هست. -         سلام آقای .... خوبی؟ -         به به آقای بدبخت، تو چطوری؟ -         البته بدبخت نیستم و بی دقتم -         حالا همون -         آقای ... برنامه رفتن به ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

هوا داره کم کم سرد میشه و شهرداری برنامه داره که همه بی خانمان ها رو سامون بده. و از اون جایی که تو یکی از شهرهای شمالی(؟؟!؟؟) بارون زیاد میاد، شهردار محترم از زودتر به فکر افتاده که خدا نکرده زبونم لال کسی تو شهر بی سر پناه نمونه تو این زمستونی. دستش درد نکنه، ورداشته بخش نامه زده به همه زیر مجموعه های خودش که تو بهترین جای شهر به فقرا ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

آقا لطفا تکلیف ما را مشخص کنید. این برجام بالاخره خوبه و به نفع ما هست یا بد است و به نفع ما نیست. البته جسارتا چه خوب باشه، چه بد باشه به نفع خودتون هست. (البته این فضولی ها به ما نیامده، مزاح کردم و شکر چینی خوردم که بخوام بی ادبی کنم.) در هر حال یه بار بشینید دور هم و تکلیف رو مشخص کنید که ما اگه الکی ریختیم تو خیابون و خوشحالی کردیم، این ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

چند روز است یه پول باد آورده دستم رسیده و تونستم از اون غذاها که ژن خوب ها میخورن، بخورم و چشام به دنیا باز شده و کم کم دارم میفهمم اونا چی میگن.   بابا ژن خوب ژنی است که بتونه امکاناتی که گیر فلک نمی آد و اونا دارن رو مستقیما و در کسری از ثانیه(!!!) به خودشون منتقل کنه.   مگرنه ژن ننه، بابای ما که ژن نیست، اصن قیر سفته، هر چی گرفتاری ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

نمیدونم تا حالادقت کردید، وقتی از یکی از آقایون سئوال میکنن که فلان چیز چرا گرونه؟ یا بیسار موضوع چرا خرابه؟ اون مسئول محترم که ایشالا همه ملت فداش بشن، یه نگاه پروفوسور اندر بدبختی به ما میکنه و میگه: " سئوال من هم همینه ". حالا من بی دقت وقتی با دقت به جواب ایشون فکر میکنم متوجه میشم خب راست میگه بنده خدا، سئوال ایشون هم همینه، چرا ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

بعد از فروکش کردن حضور جذاب (!!!!!!!!!!) خواهران سوری در ورزشگاه و حاکم شدن عقلانیت، عمیقا به فکر فرو رفتم که دلیل این امر را کشف کنم که چطور خواهران سوری میتوانند به ورزشگاه بروند، اما خواهران ایرانی نمیتوانند؟؟؟؟؟ به عمق مطلب که خوب نفوذ کردم و عکس های منتشر شده رو خوب بررسی کردم، متوجه شدم که آقایان حق دارند از ورود خواهران وطنی جلوگیری ...

تاریخ : 1396/08/21

نوع مقاله : شوخی در حد جدی

حکایت اولیچند روز پییش رسیدم سر کوچه، دیدم دختر همسایمون رو انداختن رو برانکارد و دارن میبرن غسالخانه بشورنش و خاکش کنن. بنده خدا هی داد میزد، بابا من زنده ام، فقط سرم درد میکنه. بقیه هم یک صدا داد میزدن، تو مردی ولی گرمی حالیت نیست. خلاصه، فردا شب هفت ش است. پیگیر که شدم دیدم مجلس زنونه بوده و این بنده خدا میگه مامان سرم کمی درد میکنه، ...

تاریخ : 1395/10/09

نوع مقاله : شوخی در حد جدی